مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

29

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

پس از گرفتن بيعت از مردم به آن حضرت چنين نوشت : « اما بعد ، فرستاده به اهل خويش دروغ نمىگويد . هجده هزار نفر از كوفيان با من بيعت كرده‌اند . چون نامه‌ام به شما رسيد ، با شتاب حركت كنيد كه همهء مردم با شما هستند و هيچ تمايل و گرايشى به خاندان معاويه ندارند ، والسلام . » « 1 » كوفيان در نامه‌هايى كه آخرين هيأت‌هاى اعزامى آنان به مكّه به امام حسين ( ع ) ، تقديم كردند ، به وى نوشتند : « اما بعد ، مردم چشم انتظار شما هستند و بر هيچ كس ديگرى نظر ندارند ، اى فرزند رسول خدا ( ص ) بشتاب ، بشتاب كه باغ‌ها سرسبزند و ميوه‌ها رسيده‌اند . زمين خرّم است و درختان جامهء سبر به تن كرده‌اند . هرگاه كه خواستى نزد ما بيا كه به سوى سپاهى آمادهء جانبازى در ركاب خويش مىآيى . » « 2 » نيز به آن حضرت نوشتند : « ما خويشتن را وقت شما كرده‌ايم ، با واليان به نماز حاضر نمىشويم ، نزد ما بيا كه شمار ما صد هزار تن است ! » « 3 » نامه‌هاى كوفيان در وجوب پذيرش خواست آنان ، حجّت را بر امام ( ع ) تمام مىكرد . با وجود اين ، حضرت رفتن خويش را به تحقيقات و مشاهدات شخص مسلم بن عقيل دربارهء وضعيت اهل كوفه منوط كرد ؛ و در نامهء نخست خويش به كوفيان با تصريح به اين موضوع فرمود : « . . . اگر او برايم نوشت كه عموم شما و خردمندان و صاحبان فضيلت شما بر آنچه پيك‌هاتان آورده‌اند و در نامه هايتان خوانده‌ام ، همرأى هستيد به خواست خداوند ، به زودى نزد شما خواهم آمد . . . » « 4 » در پرتو نامهء مسلم بن عقيل ، امام حسين ( ع ) عزم خويش را براى رفتن به كوفه ، با احتجاج به نامه‌هايى كه به ايشان نوشته بودند ، جزم كرد . استدلال امام به نامه‌هايى كه كوفيان براى وى فرستاده بودند فراوان است و كتاب‌هاى تاريخى آن را نقل كرده‌اند . براى نمونه هنگامى كه عبداللّه بن مطيع عدوى پرسيد كه چه چيزى او را از حرم خدا و

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 290 . ( 2 ) - اللهوف ، ص 15 . ( 3 ) - تذكرة الخواص ، ص 215 . ( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 278 ؛ الارشاد ، ص 185 ؛ الاخبارالطوال ، ص 231 .